بن بست*

خرید بک لینک

کفشxadهایم را واکس زده ام. خط اتوی شلوارم، خربزه قاچ میxadزند. لباسم مرتب و اتوکشیده است و کتم را تازه از خشکxadشویی گرفته ام. موهایم شانهxadزده و مرتب است و صورتم را اصلاح کرده ام.

کاملاً جدی و با یک لبخند آنxadکادره وارد کلاس میxadشوم تا  سناریوی دقیق و کاملی که دقیقاً برای یک ساعت طراحی کرده ام را به اجرا دربیاورم.

همة قواعد بازی را پذیرفته ام و رعایت میxadکنم. قرار است در نقش معلم، خوب بازی کنم تا بازیگران دیگر نیز، بازی قابل قبولی را به اجرا بگذارند...

اما یک نفر در زمین بازی نشسته است که قواعد بازی را قبول ندارد. نه کلاس، نه مدرسه، نه درس و نه معلم را نپذیرفته است. انتهای کلاس نشسته و بیش از همه به من و البته به بازیگران دیگر، یعنی دانش آموزان کلاس پوزخند می زند. او وسط زمین بازی است اما قواعد بازی را قبول ندارد...

...

* این متن، ناقص و مربوط به سه سال پیش است.

جستجوی هیچ...

ما را در سایت جستجوی هیچ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: چهارشنبه 15 تير 1401 ساعت: 15:27

صفحه بندی