این که معلم خنده اش بگیرد، هیچ ربطی ندارد به این که معلم دبستان باشد یا معلم دبیرستان، پیر باشد یا جوان، باسواد باشد یا بی سواد. در هر زمان و شرایط و موقعیت و وضعیت و حالتی که باشد، کار خراب می شود. معلم وقتی که در کلاس جلوی چشم بچه ها، صادقانه بخندد، مثل جنگویی است که در بحبوحه نبرد، شمیرش را می اندازد و فرصت را برای دشمن فراهم می کند تا او را از پا درآورد. حتی یک ثانیه هم مجال غفلت ندارد. بزرگترین غفلت معلم، همین خندیدن بی غل و غش است... همه چیز را خراب می کند. و من اگر در معلمی همه چیز را یاد گرفته باشم، توی همین یکی ناتوانم. چه کار کنم. دست خودم نیست...
وقتی شکلک های محقق را می بینم، وقتی خل و چل بازی های عطایی را می بینم، وقتی محبی را می بینم که کلاس و درس و مدرسه را به بند کفشش هم نمی گیرد، ناخودآگاه از ته دل خنده ام می گیرد. دست خودم نیست.
فقط و فقط کافی است یک بار فرم چهره ات به هم بخورد. تنها و تنها یک بار نتوانی خودت را نگه داری. آن وقت دیگر هیچ وقت حساب نمی برند. هر کاری که بکنی. داد بزنی، از کلاس اخراج کنی، تهدید کنی، حتی اگر توی گوششان بزنی! دیگر نقطه ضعفت را پیدا کرده اند.
چه کار کنم؟! دست خودم نیست!!!
این اصل را هیچ کجا نمی گویند. پیش فرض مسلم و بدیهی معلمی است. اگر هزار کتاب در مورد مدیریت کلاس و روش تدریس نوشته شود، در هیچ کدام شان این موضوع شکافته نخواهد شد. کدام آدمی است که نفهمد معلمی خنده بردار نیست! مثل این که به عنوان یکی از پیش نیازهای آزمون دکترا، سواد خواندن و نوشتن را مطرح کنند! مثل این که برای عضو شدن در تیم فوتبال، گفته بشود داشتن پا ضروری است! واقعیت امر آن است که هیچ معلمی هم خنده اش نمی گیرد. اما من چه کار کنم؟! دست خودم نیست!
صحنه کلاس درس، درست نقطه ای است که تئوری اروین گافمن* ناکارآمدی خودش را نشان می دهد. حضار که همان دانش آموزان هستند، هیچ علاقه ای به بی نقص ایفا شدن نقش معلم ندارند. از قضا دنبال گرفتن آتو هستند. فقط کافی است سرنخی از پشت صحنه معلم پیدا کنند تا با تمام توان نمایش کلاس درس را به هم بریزند.
تبیین جامعه شناختی کلاس درس در پارادایم کنش متقابل سمبلیک، از جمله نظریه نمایشی گافمن، امکان ندارد. کلاس درس را فقط می توان با رویکردهای تضادگرایانه فهم کرد. یک تیم غیرمسلح در یک طرف نشسته و یک جنگ آور تنها و مسلح در مقابلشان ایستاده است. هر دو طرف تا پایان زنگ گارد گرفته اند و منتظر پلک زدن طرف مقابل هستند. منتظر یک لحظه غفلت دشمن. کلاس درس، صحنه نمایش نیست. صحنه یک دوئل واقعی است...
پاورقی:
اروین گافمن یک جامعه شناس آمریکایی قرن بیستمی است که زندگی اجتماعی را به صحنه نمایش تشبیه می کند. او می گوید تماشاگران با چشم پوشی از خطاهای بازیگر یا همان کنشگر اجتماعی، به او در مطلوب ایفا کردن نقشش کمک می کنند.
ما را در سایت جستجوی هیچ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 101