سرودن شعر، چنان که قیصر امین پور در «شعر و کودکی» گفته است، نوعی بازگشت به کودکی و میدان دادن به کودک درون است.
میل به معلم شدن هم یک جور میل بازگشت به کودکی در من بود. دلم می خواست دوباره به کلاس درسد بازگردم، اما از یک در دیگر... می خواستم کودک درونم را که سوم و هفتم و چهلم و سالگردش را هم گرفته بودم، دوباره از قبر بیرون بکشم و شور و سرزندگی کودکی را دوباره در خودم بیدار کنم.
دورة 7 سالة پرماجرایی را گذراندم. از کلاس چهارم تا یازدهم در 4-5 مدرسة مختلف برای زنده ساختن کودک جانxadباختة درونم که تنها چند تکه استخوان از آن باقی مانده بود، یا تولد کودکی که انگار از ابتدا یک توهم بودهxadاست، دست و پا زدم.
اما نه مرده ای زنده شد و نه کودکی به دنیا آمد. تا این که با کار معلمی خداحافظی کردم...
حالا بعد از دو سال فراغت از میل به یافتن گذشته، دوباره بازگشته ام. این بار نه به دنبال کودکی، که به دنبال دست و پا زدن برای پیدا کردن چیزی که وجود ندارد! امروز انگار تشنة همین سعی بیهوده ام... باز هم به مدرسه بازگشته ام اما نه برای ساختن کودکی ام که برای بیدار کردن میل به ساختن کودکی ام!
ما را در سایت جستجوی هیچ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 79